LESSON

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍

فصل دوم | پارت ۹ | تعقیب
جونگ‌کوک فوراً از جایش بلند شد.
ـ «اینجا بمونید.»
سوا سریع گفت:
ـ «کجا می‌ری؟»
ـ «می‌خوام ببینم کیه.»
لنا دستش را گرفت.
ـ «صبر کن! ممکنه تله باشه.»
جونگ‌کوک مکث کرد.
حق با لنا بود.
پس به جای بیرون رفتن، به عکس زوم کرد.
پشت شیشه‌ی کافه، یک ماشین مشکی دیده می‌شد.
ـ «پلاک رو می‌بینید؟»
سوا عکس را نگاه کرد.
ـ «نه، خیلی تاریکه.»
لنا ناگهان گفت:
ـ «صبر کنید...»
گوشی را از دست جونگ‌کوک گرفت.
ـ «من این ماشین رو می‌شناسم.»
جونگ‌کوک برگشت.
ـ «از کجا؟»
لنا با تردید جواب داد:
ـ «چند هفته‌ست جلوی خونه‌م می‌بینمش.»
سوا آرام گفت:
ـ «یعنی از قبل مراقب تو هم بودن؟»
لنا سر تکان داد.
همان لحظه صدای روشن شدن موتور از بیرون آمد.
جونگ‌کوک به سمت پنجره رفت.
ماشین مشکی با سرعت از جلوی کافه دور شد.
ـ «حرکت کرد.»
جونگ‌کوک بدون فکر به سمت در رفت.
سوا صدایش زد:
ـ «جونگ‌کوک!»
او ایستاد.
ـ «این بار تنها نمی‌رم.»
لنا و سوا پشت سرش راه افتادند.
اما چند خیابان آن‌طرف‌تر...
ماشین مشکی توقف کرد.
مرد داخل ماشین گوشی‌اش را برداشت و فقط یک پیام فرستاد:
«هر سه‌تاشون با هم هستن.»
چند ثانیه بعد جواب آمد:
«خوبه. حالا مرحله‌ی دوم رو شروع کن.»
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۱۰ | مرحله دومجونگ‌کوک، سوا و لنا به مز...

LESSON

چنل زدم تو بله و روبیکا اول پارت ها تو چنل گذاشته میشه بعد ت...

LESSON

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط